نهضت جنگل در جريان جنگ جهاني اول و در زماني كه بيطرفي ايران نقض و شمال ايران به اشغال روسها و مناطق جنوبي ايران هم بعد از جنگ جهاني اول به تصرف انگيسيها درآمده بود، از دل جنبش وسيعي كه ضد نيروهاي اشغالگر بود، پديد آمد. جنبشي كه اتحاد اسلام، مركز ثقل تصميمگيريهاي سياسي و نظامي آن بود و حفظ استقلال ايران، اصليترين هدف رهبر نهضت.
نهضت جنگل كه شايد يكي از منسجمترين و هدفمندترين حركتهاي ائتلافي در تاريخ ايران باشد، با نام ميرزا كوچكخان جنگلي شناخته ميشود. ميرزا يونس معروف به ميرزا كوچك فرزند ميرزا بزرگ اهل رشت، در سال 1259 هجري شمسي ديده به جهان گشود. او در دوران جواني شاهد به توپ بستن مجلس توسط محمدعلي شاه و تحصن علما در سفارت عثماني بود او به اميد نجات مشروطه به مجاهدين پيوست و در فتح قزوين شركت كرد. همچنين در فتح تهران نيز شركت نمود و با قواي استبداد جنگيد. در چنين اوضاعي كه آشفتگي سياسي، عدم وجود دولتمردان لايق و مستقل، سقوط پيدر پي كابينهها و بيثباتي قدرت سياسي از يك طرف و پريشاني و فقر گسترده از سوي ديگر بر كشور ايران سايه افكنده بود، احساس مسووليت هر انسان انقلابي و مومن به دين و ميهن هم چون ميرزا كوچكخان جنگلي براي حمايت از استقلال كامل كشور بدون مداخله دولتهاي بيگانه و رفع فساد در جامعه را بر مي انگيخت. نهضت جنگل به رهبري ميرزا كوچكخان جنگلي در شرايطي شكل گرفت كه جاي جاي سرزمين ايران آماده قيامهاي آزاديبخش براي پايان بخشيدن به حضور بيگانگان و پايان دادن به اوضاع آشفته درون مرزها بود. ميرزا كوچكخان كه در صدد مقابله با روسها و همچنين حضور انگليسيها در ايران بود، اميد فراواني به مشروطه نوپا و نوخاسته بسته بود، ولي بيگانگان نميخواستند ايران داراي حكومتي باشد كه از حقوق ملت خود دفاع كند، لذا به آزار كردن و نوميد ساختن آزاديخواهان و مبارزان راه آزادي پرداختند. ميرزا كه طاقت اين همه ستم را نياورد، با تني چند از همراهان خود به گيلان رفت و تشكيلات مخفي با نام هيئت اتحاديه اسلام را پايهريزي كرد كه به تدريج مجاهدان و ياراني را جذب خود نمود. اين نهضت در شوال 1333 هـ . ق عمليات خود را عليه نيروهاي اشغالگر آغاز كرد و هدفهاي عمده نهضت ر ا اخراج نيروهاي بيگانه، برقراري امنيت، رفع بيعدالتي و مبارزه با خودكامگي و استبداد اعلام نمود. مسلما مهمترين دشمن آنها هم نيروهاي بيگانه بودند. روسها سياست تهي كردن از داخل را درباره نهضت جنگل پياده كردند و با نفوذ برخي عناصر كمونيست در گيلان، باعث تفرقه ميان نيروهاي جنگلي شدند. نيروهاي انگليسي هم با حملات هوايي، جنگليها را تحت فشار قرار دادند. در اين ميان رضاخان از تفرقه حاصل در ميان نيروهاي جنگلي سود برده و به حملات عليه آنها پرداخت. در نتيجه از جنگلي ها كه تحت فشار شديد بودند، تسليم اعمال دولتي و گروهي هم در جريان اين حملات كشته شدند. در چنين اوضاع سخت و دردناكي ميرزا در سرماي شديد زمستان در اعماق جنگل عقب نشست تا بتواند نيروهاي پراكنده را در فرصت مناسب جمعآوري و ساماندهي كند اما در اثر سرماي شديد و در زير برف و باران جان به جان آفرين تسليم كرد و به اين ترتيب نهضت جنگل در سال 1340 با مرگ رهبر دلير و وارسته خود پايان پذيرفت. اگر پروژه سركوبي نهضت جنگل كه محصول مشترك اراده روسيه، كمونيستهاي داخلي، دولت انگلستان و استبداد رضاخاني بود، با موفقيت روبهرو نميشد، اين نهضت كه در دوران اوج قدرت، خود را تا آستانه قزوين رسانده بود، حتي تا تهران هم پيش رفت و ميتوانست اين شهر را هم فتح كند و به اين ترتيب نه تنها انقلاب مشروطه را نجات ميداد بلكه اين حركت مردمي را چندگام به جلوتر نيز ميبرد.
+
نوشته شده در دوشنبه دوازدهم آذر 1386ساعت 0:24  توسط ورنا(نام قدیم گیلان)
|